Saturday, May 16, 2015

در میان بنده ها


ماجرای عشق عاشق، سرور دلداده ها
تو ندیدستی مثالش را به واقع یا که در افسانه ها

شرح ظاهر من بگویم زین همه کم گفته ها
عقل من عاجز ز فهم عمق این دل گفته ها 

این نباشد عاشقی در کوی و برزن یا به کنج کوچه ها
این نباشد عاشقی در باغ و بستان یا میان خانه ها

در میان خون و آتش، دشنه ها و نیزه ها
در میان دَد صفتها، گرگها، درنده ها

یک گلی از خمسه آل عبا، آزاده ها
بر زمین افتاده عطشان، هر دو لب خشکیده ها

آن طرف ترسان و عطشان، مضطرب در خیمه ها
یاس و سوسن در کنار غنچه ها پروانه ها

این طرف پرپر شده گل ها همه دُردانه ها
بر زمین خشک و داغی همچو آتشپاره ها

در میان و دشمن و یاران همه جان داده ها
اهل بیتش هم بزودی در اسارت رفته ها

آنکه پیغمبر گلویش می زدی آن بوسه ها
زخمهایش همچو باغ سرخگون لاله ها

پس شنیدند آن گروه اشقیا زمزمه ها
از لب آنکو ز خون، قربانگهش دریاچه ها

آخرین نجوا چه باشد؟ واپسینِ لحظه ها
این چه نفرینی چه لعنی باشد این ناگفته ها؟

چون به نزدیکی شنیدند لفظ آن دُر گفته ها
این نبودست لعن و نفرین بهر آن بد کرده ها

حرفِ تسلیم و رضا و بندگیِ بنده ها
عشق حق را می سراید با چنین گل واژه ها

اینچنین عشقی به راه حق ندیدست دیده ها
او همه چیزش یکایک در ره حق داده ها

حق بخواند نفس آرامش به دعوتنامه ها
سرور و سالار آن راضیةً مرضیه ها

اِرجعی، حق گوید او را در میان آیه ها
پس درآ در جنت من در میان بنده ها

جنت من برتر از جناتِ نهر و میوه ها
بنده من نزد من واصل، هلا ای بنده ها



الهی رِضاً بِرِضاک تسلیما لِقَضائِک لا معبودَ سِواک (منصوب به سید الشهدا در گودال قتلگاه)

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ﴿٢٧﴾ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿٢٨﴾ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي﴿٢٩﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿٣٠﴾ (سوره فجر)


"العُبُودِیة جوهرة کُنهُها الرُّبوبیة" منصوب به امام صادق (ع) در مصباح الشریعه

No comments:

Post a Comment