با الهام از زيارت امين الله
اى امانتدار حق ، از من سلامت
حجت حق بر همه ، از من سلامت
اى على ، اى تو برادر بر رسول
اين سلامم بر تو اى زوج بتول
من گواهم بر جهاد تو به راهش
شاهدم من كه تو عامل به كتابش
تو برفتى در پى سنت پيغمبر او
من درودم بر نبى و بر همه اولاد او
تا كه رب خواندت به نزديكى خويش
قبض جان كرد و ببردت برِ خويش
رب تو هم برِ خصمت حجتی را بگذاشت
حججت را همه روشن بر خلائق او گماشت
-------------------
از قضا و قدرت اى رب رحمان
دلم آرام و شادان ، پس بگردان
دلم مشتاقِ ياد و هم دعايت
محبم كن برِ اين اوليائت
تو محبوبم بکن با اين ولی ها
نتنها در زمين ، در آسمانها
صبوری را عطا کن در بلايت
مرا شاکر بگردان از عطايت
مرا ياد آور آلا خود کن
مرا مشتاق شادى لقا کن
تو تقوايم فزون کن بهر عقبى
فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ هست تقوا
(بقره ١٩٧)
مرامم هم مرام اوليائت
جدايم کن ز خُلق دشمنانت
به دنيا هم بکن کارم خدايا
ستايش ، هم که حمدت ای الاها
-------------------
بباشد واله و حیرانِ کویت
همان دل کو شدست خاضع ز رويت
بشد از بهر مشتاقان رويت
گشوده ، راه رفتن هم به سويت
و آنكو قصد كويت را بكردى
نشان هاى رهت واضح بديدى
بباشد فيض وافر آن دلى را
كه عارف شد بديد او راه حق را
صداى آن كسى كو كرد دعايت
رود بالا به سوى كبريايت
و درهاى اجابت بهر آنان
نباشد بسته ، باز است روى ايشان
و آن كس كو مناجاتت كند او
دعايش پس بباشد مستجاب او
هر آنکس کو بگردد سوی رویت
بشد مقبول از او توبه بسویت
رحمت حق هم بيامد برِ آن اشک روان
ز همان ديده که از ترس تو باشد گريان
آنکسی کز تو بجويد مددی
کمک از بهرش محيا بشدی
تو به فرياد دل غمزده ما برسی
گر بخوانيم تو را تا که به فرياد رسی
وعده هايت به عبادت (عبادِ تو) همه از جنس وفا
حججت را همه روشن بر خلائق او گماشت
-------------------
از قضا و قدرت اى رب رحمان
دلم آرام و شادان ، پس بگردان
دلم مشتاقِ ياد و هم دعايت
محبم كن برِ اين اوليائت
تو محبوبم بکن با اين ولی ها
نتنها در زمين ، در آسمانها
صبوری را عطا کن در بلايت
مرا شاکر بگردان از عطايت
مرا ياد آور آلا خود کن
مرا مشتاق شادى لقا کن
تو تقوايم فزون کن بهر عقبى
فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ هست تقوا
(بقره ١٩٧)
مرامم هم مرام اوليائت
جدايم کن ز خُلق دشمنانت
به دنيا هم بکن کارم خدايا
ستايش ، هم که حمدت ای الاها
-------------------
بباشد واله و حیرانِ کویت
همان دل کو شدست خاضع ز رويت
بشد از بهر مشتاقان رويت
گشوده ، راه رفتن هم به سويت
و آنكو قصد كويت را بكردى
نشان هاى رهت واضح بديدى
بباشد فيض وافر آن دلى را
كه عارف شد بديد او راه حق را
صداى آن كسى كو كرد دعايت
رود بالا به سوى كبريايت
و درهاى اجابت بهر آنان
نباشد بسته ، باز است روى ايشان
و آن كس كو مناجاتت كند او
دعايش پس بباشد مستجاب او
هر آنکس کو بگردد سوی رویت
بشد مقبول از او توبه بسویت
رحمت حق هم بيامد برِ آن اشک روان
ز همان ديده که از ترس تو باشد گريان
آنکسی کز تو بجويد مددی
کمک از بهرش محيا بشدی
تو به فرياد دل غمزده ما برسی
گر بخوانيم تو را تا که به فرياد رسی
وعده هايت به عبادت (عبادِ تو) همه از جنس وفا
عذرخواهىِ خطاكاران به درگاهت روا
عمل عامل به نزد تو بباشد محفوظ
عمل عامل به نزد تو بباشد محفوظ
روزى خلق بيايد ز برت هر شب و روز
متصل آيد بر ايشان بهره هايت وافر
متصل آيد بر ايشان بهره هايت وافر
گنه طالب بخشش هم بيابد غافر